سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا





















حامل نور ...

و اما از این دل مردگی ها
خودم میدانم گم شدم در کوچه پس کوچه های دنیا
چه احساس بدی داری 
وقتی حس میکنی از چشم خدا افتادی 
وقتی فکر میکنی دیگه بیخیالت شده و اصلا براش مهم نیستی 
حتی حاضر نیست بهت بگه راهی که داری میری اشتباست
میگه برو تا تهش سرت به سنگ بخوره و برگردی 
اما خداجونم من 
نه من 
خدایا این بنده ی حقیرت 
این گناه کار 
تو رو دوست داره 
درسته گاهی سرکشی میکنه 
نفهمی میکنه بچگی میکنه 
اما تهش دوست داره 
خطا میکنه اما پشیمون میشه درست مثل 
دختر بچه ای که مامانش دعواش کرده و اون نمیخواد قهر مامانشو ببینه
فقط میخواد از زبون مامان بشنوه که اونو بخشیده
خدای خوب من تو که از مادرم به من نزدیک تری و
و صد برابر دوسم داری 
منو ببخش 
میدونم برات بندگی نکردم ، میدونم از اون بی معرفتاشم 
اما دلم نمیخواد از چشمت بیافتم
دلم نمخواد باهام قهر باشی 
دلم نمیخواد وقتی صدات میکنم جوابمو ندی 
خدا جونم بشکن این بغضمو اما نذار ایمانم بشکنه
نذار همه یه جور دیگه نگام کنن
خدایا اگه  تو ثانیه هام نباشی هیچم!
هیچ!
همین!
نور نوشت : هوامو داشته باش ....... خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا !



نوشته شده در یکشنبه 93/3/18ساعت 11:23 عصر توسط فاطمه کریمی نظرات ( ) |


 Design By : Pichak